بی حرمتی است پا نزدن بر بساط عقل !
---------
پ.ن: آهای عقل ترسوی مصلحت اندیش ! از دستت خسته شده ام ! می فهمی با تو ام ...
---------
پ.ن: آهای عقل ترسوی مصلحت اندیش ! از دستت خسته شده ام ! می فهمی با تو ام ...
بسمه تعالی
به مدد ائمه معصومین علیهم السلام و با توکل بر ذات اقدسش
بر سر آنم که گر ز دست بر آید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
بسم الله ...
---------------
پ.ن: بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر / باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید . البت ان شاالله !
بیا گناه کنیم عشق را ... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است
نجمه زارع
------------
پ.ن: ندارد .
بسمه تعالي
دردهاي من جامه نيستند تا ز تن در آورم ( قيصر امين پور)
گفته بودند كه :
« بزرگ ميشوي يادت مي رود !»
بزرگ شدم
اما هنوز كه هنوز است
سينه ام درد ميكند !
بسمه تعالی
ای کاش چشمانم زبان داشتند !
ببین چگونه غمت پشت من شکست ببین !
غروب وار، طلوعم به خون نشست ببین !
بسان آدمک برفی از تب خورشید
ببین چه آب شده می روم ز دست، ببین
من آن حکایت شیرین، من این روایت تلخ
تو فکر می کنی این « من » همان من است؟ ببین !
در آینه به سخن، شب که با تو بنشینم
ز در درآ و مرا مست، مست مست ببین
در این مقوله زبان سخن به عجز آمد
نگاه کن به نگاهم هر آنچه هست ببین
حسین منزوی
-------------
پ.ن:
این روزها با ریحانه دختر دایی یک ساله ام احساس همدردی می کنم !