تبليغاتX
بادبادك باز

چهارشنبه يازدهم آذر هزار و سيصد و هشتاد و هشت هجري شمسي

 

آي‌ي‌ي‌ي‌ي‌

سال 1388 هجري شمسي

با تو ام مي فهمي؟

بيا و اين آخر سالي

عاقبت به خير شو !

 

 

------

پ.ن: گاهي اوقات يك روز تلخ كافي است براي اينكه بگويي : نه ! امسال سال من نبود !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 21:10  توسط سيد محمد باقر موسوي  | 

عمه جانم

بسمه تعالی

اذن دخول در حرم یار زینب است ...


برادر جان !

چگونه با تو بگویم

که شام ننگین بود

و دست مردم شهرش عجیب

.

.

.

بود .

 

-----

پ.ن: دعا کنید برای عمه جانم ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 2:48  توسط سيد محمد باقر موسوي  | 

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

بسمه تعالی

گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد / تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست


قال علی (ع):

قال الله تعالی ، یا داوود ! ترید و ارید، و لایکون الا ما ارید، فان اسلمت لما ارید، اعطیتک ما ترید، و ان لم تسلم لما ارید، اتبعتک فیما ترید، ثم لایکون الا ما ارید .

 

حضرت مولا فرمودند:

خداوند متعال فرمود، ای داوود ! اراده می کنی و اراده می کنم، و نمی شود الا چیزی که من اراده می کنم، پس اگر تسلیم اراده ی من شدی، عطا می کنم به تو آنچه خود اراده کردی، و اگر تسلیم اراده ی من نشدی، به سختی می اندازمت در چیزی که خود اراده کرده ای، سپس نمی شود الا چیزی که من اراده می کنم .

 

------

پ.ن:

1- دلم روضه مکشوف می خواست، عطا شد.

2- بعضی از حرف ها آب روی آتشند، کلام مولا جگرم را خنک می کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 2:24  توسط سيد محمد باقر موسوي  | 

پزشک


آنان
که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبش دوا کنند

 

---------

پ.ن: عکاس خودم.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 2:47  توسط سيد محمد باقر موسوي  | 

شب

بسمه تعالی

ز تثبیت شب در هراسم !


وقتی که از راه می رسی و گیسو میفشانی

وقتی که ماه را گردن آویز می کنی

وقتی که ستاره به گیسو می زنی

وقتی که ابر روسری ات می شود

.

.

.

معشوق من شب !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 4:11  توسط سيد محمد باقر موسوي  |