چهارشنبه يازدهم آذر هزار و سيصد و هشتاد و هشت هجري شمسي

آييييي
سال 1388 هجري شمسي
با تو ام مي فهمي؟
بيا و اين آخر سالي
عاقبت به خير شو !
------
پ.ن: گاهي اوقات يك روز تلخ كافي است براي اينكه بگويي : نه ! امسال سال من نبود !

آييييي
سال 1388 هجري شمسي
با تو ام مي فهمي؟
بيا و اين آخر سالي
عاقبت به خير شو !
------
پ.ن: گاهي اوقات يك روز تلخ كافي است براي اينكه بگويي : نه ! امسال سال من نبود !
بسمه تعالی
اذن دخول در حرم یار زینب است ...

برادر جان !
چگونه با تو بگویم
که شام ننگین بود
و دست مردم شهرش عجیب
.
.
.
بود .
-----
پ.ن: دعا کنید برای عمه جانم ...
بسمه تعالی
گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد / تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست
قال علی (ع):
قال الله تعالی ، یا داوود ! ترید و ارید، و لایکون الا ما ارید، فان اسلمت لما ارید، اعطیتک ما ترید، و ان لم تسلم لما ارید، اتبعتک فیما ترید، ثم لایکون الا ما ارید .
حضرت مولا فرمودند:
خداوند متعال فرمود، ای داوود ! اراده می کنی و اراده می کنم، و نمی شود الا چیزی که من اراده می کنم، پس اگر تسلیم اراده ی من شدی، عطا می کنم به تو آنچه خود اراده کردی، و اگر تسلیم اراده ی من نشدی، به سختی می اندازمت در چیزی که خود اراده کرده ای، سپس نمی شود الا چیزی که من اراده می کنم .
------
پ.ن:
1- دلم روضه مکشوف می خواست، عطا شد.
2- بعضی از حرف ها آب روی آتشند، کلام مولا جگرم را خنک می کند.
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
---------
پ.ن: عکاس خودم.
بسمه تعالی
ز تثبیت شب در هراسم !

وقتی که از راه می رسی و گیسو میفشانی
وقتی که ماه را گردن آویز می کنی
وقتی که ستاره به گیسو می زنی
وقتی که ابر روسری ات می شود
.
.
.
معشوق من شب !